أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
157
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
نورى ازو جدا شد كه قصور شام به آن روشن شد خداى تعالى دعاى ابراهيم اجابت كرد پيغامبرى بفرستاد از عرب از معروفترين قبيله در ميان ايشان زاده و پرورده و اين از بهر آن خواست تا بقبول قول او نزديكتر باشد . [ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ ] آيات تو بر ايشان خواند يعنى قرآن و حكمت در ايشان آموزد يعنى شريعت و ايشان را پاكيزه گرداند يعنى با كارى خواند كه ايشان را پاك گرداند توئى كه غالبى و قادرى بر همه چيزها محكم كارى و درستكار ، هر چه خواهى ميتوانى و بر وجه حكمترانى . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 130 ] وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِيمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَ لَقَدِ اصْطَفَيْناهُ فِي الدُّنْيا وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ( 130 ) كيست كه رغبت بگرداند از دين ابراهيم و آن را ردّ كند يعنى رغبت بنگرداند و آن را ردّ نكند الّا آنكس كه قدر نفس خود نشناسد كه چون خود را نشناسد غير خود را چگونه شناسد . اصم گفت كه : معنى آنست كه الّا كافرى از آنكه هر كه خود را نشناسد خداى را نشناسد و چون خداى را نشناسد كافر بود چنان كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله گفت : أعرفكم بنفسه أعرفكم بربّه ، قطرب گفت : « الّا من كان سفيها فى نفسه » الّا آنكه بخويشتن در سفيه باشد . [ وَ لَقَدِ اصْطَفَيْناهُ ] و ما ابراهيم را برگزيديم در دنيا بر اهل روزگارش و بر بسيارى از پيغمبران و او در آخرت از جملهء صالحان است و اين اجابت دعاى ابراهيم است آنجا كه گفت : « رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ » . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 131 ] إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ ( 131 ) قديم تعالى درين آيت بيان مىكند كه سبب برگزيدن او در دنيا و در آخرت از زمرهء صالحان گردانيدن آن بود كه ما او را گفتيم كه : اى ابراهيم اسلام آر و تن بده و گردن بنه در وقتى كه از غار بيرون آمد و در نگريد ماه و آفتاب و ستاره ديد نظر كرد علمش حاصل شد بحدوث گفت : [ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ ] ميگويد : ياد كن